السيد الطباطبائي

28

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

كامل مى گردد . خود علوم نيز از نظر نقص و كمال متفاوت هستند و به هر مقدار كه بر قوت عقل افزوده شود آثار آن بيشتر مىشود و به حسب قوتش صاحبش را براى عمل به علوم بر مى انگيزد . علم اكثر مردم به مبدأ و معاد و به ديگر اركان ايمان ، علم تصوّرى است كه آن را تصديق مى نامند . و برخى ديگر علم شان تصديق ظنّى است ، و علم برخى نيز تصديق اضطرارى است ، و لذا به آن چه ادعا مى كنند عمل نمى كنند . و زمانى كه علم كامل شود و به درجه يقين برسد آثار آن براى صاحبش در هر وقت مى رسد . و تحقيق كامل اين بحث در كتاب « الايمان و الكفر » خواهد آمد انشاء الله تعالى . اصطلاح سوم : آن قوّه ( عقل ) كه مردم در نظام معاش شان به كار مى گيرند - اگر موافق شرع باشد و در آن چه كه شارع آن را نيكو داشته استعمال شود اصطلاحاً « عقل معاش » ناميده مىشود . و آن ( عقل با اين اصطلاح ) در بيان اخبار ستوده شده است . و مغايرت عقل با اين اصطلاح با برخى حديث هاى پيشين ، مبتنى بر نوعى از اعتبار است وقتى كه در امور باطله و راهكارهاى فاسده به كار گرفته شود نامش در زبان شرع « نكراء و شيطنت » « 1 » مىشود . و از اهل علم كسانى هستند كه براى عقل قوه و توان ديگرى ثابت مى كنند [ غير از راهنمائى بر تشخيص خير از شر ] و چنين ادعائى ثابت نيست . اصطلاح چهارم : دربار مراتب نفس براى به دست آوردن نظريات ، و نزديكى نفس يا دورى آن نسبت بر به دست آوردن نظريات است ، كه براى آن چهار مرتبه شمرده اند : عقل هيولائى ، عقل بالملكه ، عقل بالفعل ، عقل مستفاد .

--> ( 1 ) - اشاره به آن حديث است كه از امام صادق ( ع ) پرسيدند : عقل چيست ؟ فرمود : آن چه به وسيله آن خداوند عبادت شود و بهشت به دست آيد . پرسش كننده گفت : پس آن چه در معاويه بود چيست ؟ فرمود : آن نكراء و شيطنت است .